

دیوان شمس
غزل شمارهٔ ۳۰۰۶
مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۳۰۰۶
سیمرغ و کیمیا و مقام قلندری
وصف قلندرست و قلندر از او بری
گویی قلندرم من و این دل پذیر نیست
زیرا که آفریده نباشد قلندری
دام و دم قلندر بیچون بود مقیم
خالیست از کفایت و معنی داوری
از خود به خود چه جویی چون سر به سر توی
چون آب در سبویی کلّی ز کلّ پری
از خود به خود سفر کن در راه عاشقی
وین قصه مختصر کن ای دوست یک سری
پس از شعر
تحلیل هوش مصنوعی
هوش مصنوعی: شعر دربارهٔ مقام و ویژگیهای قلندری است و به کیفیت عشق و عرفان اشاره دارد. شاعر به بیان این موضوع میپردازد که قلندر از تعلقات دنیوی آزاد است و نیازی به اثبات خود ندارد. او عاشق را به سفری بیهزینه و مملو از آزادی دعوت میکند و میگوید که در این مسیر نه به طاعت و نه به معصیت نیازی است؛ بلکه این راه فراتر از وصف و قضاوتهای عرفی است. در انتها، شاعر هشدار میدهد که در این مسیر هیچ کس نمیتواند از پیش برای دیگری راهنمایی کند، چون این راه تنها به تجربهٔ بیواسطه و شخصی مرتبط میشود.
این بخش بهصورت خودکار تولید شده است و ممکن است در برداشت یا تفسیر شعر خطا داشته باشد.
