

دیوان شمس
غزل شمارهٔ ۳۵۰
مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۳۵۰
ز بعدِ وقت نومیدی، امیدیست
به زیر کوری اندر سینه، دیدیست
نبینی نور چون دانی تو کوری
سیه نادیده کی داند سپیدیست؟
قرینِ صد هزاران نقش و معنی
نهان تصریف سلطان وحیدیست
که جنباننده این نقش و معنیست
چو بادی رقصهای شاخِ بیدیست
مشو نومید از دشنام دلدار
که بعدِ رنج روزه، روز عیدیست
که یبقی الحب ما بقی العتاب
که هر نقصی کشاننده مزیدیست
