

دیوان شمس
غزل شمارهٔ ۵۰۱
مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۵۰۱
امشب از چشم و مغز خواب گریخت
دید دل را چنین خراب گریخت
خواب دل را خراب دید و یباب
بی نمک بود از این کباب گریخت
خواب مسکین به زیر پنجه عشق
زخمها خورد وز اضطراب گریخت
عشق همچون نهنگ لب بگشاد
خواب چون ماهی اندر آب گریخت
خواب چون دید خصم بیزنهار
مول مولی بزد شتاب گریخت
پس از شعر
تحلیل هوش مصنوعی
هوش مصنوعی: در این غزل، شاعر به توصیف فرار خواب در مقابل عشق میپردازد. خواب، که نمادی از آرامش و آسایش است، به دلیل حضور عشق و هیجانهای آن، به تدریج از دل و وجود شاعر دور میشود. با اشاره به صفاتی همچون نهنگ و گنجشک، شاعر نشان میدهد که خواب هنگامی که با عشق مواجه میشود، بیحفاظ و ناتوان است و به سرعت میگریزد. همچنین، بیاعتبار شدن خواب به واسطهی شوریدگی و التهاب ناشی از عشق، نشاندهندهٔ تسلط عشق بر خواب و آرامش ذهن است. در پایان، یادآوری شمس تبریز به عنوان نماد عشق و حقیقت، به گریز خواب از وجود شاعر میافزاید.
این بخش بهصورت خودکار تولید شده است و ممکن است در برداشت یا تفسیر شعر خطا داشته باشد.
