

دیوان شمس
غزل شمارهٔ ۷۵۸
مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۷۵۸
دل من کار تو دارد گل و گلنار تو دارد
چه نکوبخت درختی که بر و بار تو دارد
چه کند چرخ فلک را چه کند عالم شک را
چو بر آن چرخ معانی مهش انوار تو دارد
به خدا دیو ملامت برهد روز قیامت
اگر او مهر تو دارد اگر اقرار تو دارد
به خدا حور و فرشته به دو صد نور سرشته
نبرد سر نبرد جان اگر انکار تو دارد
تو کیی آنک ز خاکی تو و من سازی و گویی
پس از شعر
تحلیل هوش مصنوعی
هوش مصنوعی: شعر دربارهٔ عشق و ارادت به معشوقی است که مجموعهای از حقایق و زیباییها را در خود جا داده است. شاعر به صورت استعاری به درخت و میوههایش، گل و گلنار، و چرخ فلک اشاره میکند تا ارتباط عمیق خود با معشوق را نشان دهد. او میگوید تنها با عشق به معشوق است که میتواند از ملامت و عذاب رها شود و به حقیقت و نور الهی دست یابد. شاعر به پاکی و زیبایی دلها و جانهای عاشق اشاره میکند و از جستجوی معنوی در زندگی سخن میگوید. در نهایت، بر جستجو برای دیدار معشوق تأکید دارد و میخواهد حقیقت و نور او را در عالم وجود ببیند.
این بخش بهصورت خودکار تولید شده است و ممکن است در برداشت یا تفسیر شعر خطا داشته باشد.
