

دیوان شمس
غزل شمارهٔ ۷۷۷
مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۷۷۷
ای خدایی که چو حاجات به تو برگیرند
هر مرادی که بودشان همه در بر گیرند
جان و دل را چو به پیک در تو بسپارند
جان باقی خوش شاد معطر گیرند
بندگانند تو را کز تو تویشان مقصود
پای در راه تو بنهند و کم سر گیرند
ترک این شرب بگویند در این روزی چند
عوض شرب فنا شربت کوثر گیرند
چون ستاره شب تاریک پی مه گردند
چو مه چارده رخسار منور گیرند
پس از شعر
تحلیل هوش مصنوعی
هوش مصنوعی: شاعر در این غزل به خداوند اشاره میکند و او را منبع همه حاجتها و آرزوها معرفی میکند. او تأکید میکند که بندگان با دل و جان خود به سوی خداوند میآیند و از او مدد میطلبند. همچنین، شاعر به اهمیت ترک دنیای فانی و جستجوی مقام و نعمتهای معنوی اشاره میکند. در نهایت، به انسانها یادآوری میکند که از دنیای مادی فاصله بگیرند و به معنویات و جان مطهر خود توجه کنند.
این بخش بهصورت خودکار تولید شده است و ممکن است در برداشت یا تفسیر شعر خطا داشته باشد.
