

دیوان شمس
غزل شمارهٔ ۸۷۴
مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۸۷۴
امروز مرده بین که چه سان زنده میشود
آزاد سرو بین که چه سان بنده میشود
پوسیده استخوان و کفنهای مرده بین
کز روح و علم و عشق چه آکنده میشود
آن حلق و آن دهان که دریدهست در لحد
چون عندلیب مست چه گوینده میشود
آن جان به شیشهای که ز سوزن همیگریخت
جان را به تیغ عشق فروشنده میشود
بسیار دیدهای که بجوشد ز سنگ آب
از شهد شیر بین که چه جوشنده میشود
امروز کعبه بین که روان شد به سوی حاج
کز وی هزار قافله فرخنده میشود
