

دیوان شمس
غزل شمارهٔ ۹۸۷
مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۹۸۷
هر که را ذوق دین پدید آید
شهد دنیاش کی لذیذ آید
آن چنان عقل را چه خواهی کرد
که نگوسار یک نبیذ آید
عقل بفروش و جمله حیرت خر
که تو را سود از این خرید آید
نه از آن حالتیست ای عاقل
که در او عقل کس بدید آید
نشود باز این چنین قفلی
گر همه عقلها کلید آید
پس از شعر
تحلیل هوش مصنوعی
هوش مصنوعی: شاعر در این غزل به اهمیت و شوق در دین اشاره میکند و بیان میکند که کسی که طعم واقعی دین را بچشد، دیگر لذتی از دنیا نمیبرد. او به بیفایده بودن عقل در مقابل حقیقتهای معنوی میپردازد و میگوید عقل در عالم غفلت بهکار نمیرود. شاعر به شنیدن صداها و نداهایی فرای عقل اشاره میکند و یادآور میشود که در دریاچه علم و معرفت، همه افراد، چه نیک و چه بد، به نوعی قابل پذیرش هستند. در نهایت، به این نکته میپردازد که هر کس به این دریا نزدیک شود، فارغ از گذشتهاش، میتواند به حقیقت برسد.
این بخش بهصورت خودکار تولید شده است و ممکن است در برداشت یا تفسیر شعر خطا داشته باشد.
