مجموعه
فیه ما فیه
فصل چهل و هشتم
شخصی امامت میکرد و خواند اَلْاَعْرَابُ اَشَدُّ کُفْراً وَ نِفَاقاً
فصل چهل و نهم
گفت ما جمله احوال آدمی را یک به یک دانستیم
گفت: «ما جمله احوال آدمی را یک به یک دانستیم و یک سر موی از مزاج و طبیعت و گرمی و سردی او از ما فوت نشد، هیچ معلوم نگشت…
فصل پنجاهم
همه چیز را تا نجویی نیابی، جز این دوست را تا نیابی نجویی
همهچیز را تا نجویی نیابی، جز این دوست را، تا نیابی نجویی. طلبِ آدمی آن باشد که چیزی نایافته طلب کند و شب و روز در جست…
