

مثنوی معنوی
بخش ۱۰۲ - پرسیدن صدیقه رضیالله عنها از مصطفی صلیالله علیه و سلم کی سر باران امروزینه چه بود
مولانا » مثنوی معنوی » دفتر اول » بخش ۱۰۲ - پرسیدن صدیقه رضیالله عنها از مصطفی صلیالله علیه و سلم کی سر باران امروزینه چه بود
گفت صدیقه که ای زبدهٔ وجود
حکمت باران امروزین چه بود
این ز بارانهای رحمت بود یا
بهر تهدیدست و عدل کبریا
این از آن لطف بهاریات بود
یا ز پاییزی پر آفات بود
گفت این از بهر تسکین غمست
کز مصیبت بر نژاد آدمست
گر بر آن آتش بماندی آدمی
بس خرابی در فتادی و کمی
پس از شعر
تحلیل هوش مصنوعی
هوش مصنوعی: در این شعر، صدیقه رضیالله عنها از پیامبر اسلام میپرسد که علت باران امروز چیست. پیامبر توضیح میدهد که این باران به خاطر تسکین غمها و مصیبتهای بنیآدم نازل شده است و اگر انسانها در آتش حرص و طمع بمانند، این دنیا دچار ویرانی خواهد شد. او همچنین به تفاوت میان هوشیاری و غفلت اشاره میکند و میگوید که هوشیاری باعث آفت در این جهان است و اگر برکات از غیب به زمین نرسد، هنر و عیب نیز در این دنیا باقی نخواهد ماند. در نهایت، اشاره میشود که داستانهای مردان الهی و عبرتهای آنها همواره برای انسانها لازم است.
این بخش بهصورت خودکار تولید شده است و ممکن است در برداشت یا تفسیر شعر خطا داشته باشد.
