

مثنوی معنوی
بخش ۱۱۰ - قصهٔ خلیفه کی در کرم در زمان خود از حاتم طائی گذشته بود و نظیر خود نداشت
مولانا » مثنوی معنوی » دفتر اول » بخش ۱۱۰ - قصهٔ خلیفه کی در کرم در زمان خود از حاتم طائی گذشته بود و نظیر خود نداشت
یک خلیفه بود در ایام پیش
کرده حاتم را غلام جود خویش
رایت اکرام و داد افراشته
فقر و حاجت از جهان بر داشته
بحر و در از بخششش صاف آمده
داد او از قاف تا قاف آمده
در جهان خاک ابر و آب بود
مظهر بخشایش وهاب بود
از عطااش بحر و کان در زلزله
سوی جودش قافله بر قافله
پس از شعر
تحلیل هوش مصنوعی
هوش مصنوعی: در زمانهای گذشته، خلیفهای زندگی میکرد که راستای جود و بخششاش از حاتم طایی هم فراتر رفته بود. او با ایجاد فضایی مساعد و بخشندگی بینظیر، فقر و نیازمندی را از میان برداشته و در میان مردم به عنوان مظهر کرم و بخشایش شناخته شده بود. آوازهی جود او به دورترین نقاط جهان رسیده و مردم از هر قوم و ملتی به سخاوتاش معترف بودند. بخشش او همچون دریایی وسیع و زندگیبخش، همگان را تحت تأثیر قرار میداد و او را به عنوان قطب حاجات شناسانده بود.
این بخش بهصورت خودکار تولید شده است و ممکن است در برداشت یا تفسیر شعر خطا داشته باشد.
