

مثنوی معنوی
بخش ۱۵ - قبول کردن نصاری مکر وزیر را
مولانا » مثنوی معنوی » دفتر اول » بخش ۱۵ - قبول کردن نصاری مکر وزیر را
صد هزاران مرد ترسا سوی او
اندکاندک جمع شد در کوی او
او بیان میکرد با ایشان به راز
سِرّ انگلیون و زنّار و نماز
او به ظاهر واعظ اَحکام بود
لیک در باطن صفیر و دام بود
بهر این بعضی صَحابه از رسول
مُلتمِس بودند مکرِ نفسِ غول
کو چه آمیزد ز اغراض نهان
در عبادتها و در اخلاصِ جان
پس از شعر
تحلیل هوش مصنوعی
هوش مصنوعی: در این شعر، مولانا به ماجرای نیرنگ و مکر وزیر و جذب مردان ترسا به دام او میپردازد. وزیر با ظاهری چون یک واعظ و با بیان احکام مذهبی، در باطن قصد فریب آنها را دارد. عدهای از صحابه رسول خدا، متوجه نفاق و مکر نفس میشوند و تلاش میکنند تا این نیرنگها را شناسایی کنند. آنها با دقت و هوشیاری، میکوشند تا از احکام و طلسم معنوی ای که در عبادت وجود دارد، آگاه شوند. در نهایت، مکر نفس و ناپاکی نیت در عبادت و اخلاص به وضوح دیده میشود.
این بخش بهصورت خودکار تولید شده است و ممکن است در برداشت یا تفسیر شعر خطا داشته باشد.
