

مثنوی معنوی
بخش ۱۴ - تلبیس وزیر با نصاری
مولانا » مثنوی معنوی » دفتر اول » بخش ۱۴ - تلبیس وزیر با نصاری
پس بگویم من به سِر نصرانی ام
ای خدای رازدان ،میدانی ام
شاه واقف گشت از ایمان من
وز تعصب کرد قصد جان من
خواستم تا دین ز شه پنهان کنم
آنکه دین اوست ظاهر آن کُنم
شاه بویی برد از اسرار من
متّهم شد پیش شه گفتار من
گفت :گفتِ تو چو در نان سوزن است
از دل من تا دل تو روزن است
پس از شعر
تحلیل هوش مصنوعی
هوش مصنوعی: در این بخش از مثنوی، وزیر نصرانی به درگاه شاه میآید و از ترس افشای دین خود، تلاش میکند تا ایمانش را پنهان کند. اما شاه به حقیقت ایمان او پی میبرد و او را متهم میکند. وزیر تصمیم میگیرد که در دفاع از عیسی، جان خود را فدای او کند و به جمعی از مردم میگوید که از دین حق دور شدهاند. در نهایت، او و دیگران به دعوت دین عیسی مبادرت میکنند و گرداگرد او جمع میشوند.
این بخش بهصورت خودکار تولید شده است و ممکن است در برداشت یا تفسیر شعر خطا داشته باشد.
