

مثنوی معنوی
بخش ۱۸ - بیان حسد وزیر
مولانا » مثنوی معنوی » دفتر اول » بخش ۱۸ - بیان حسد وزیر
آن وزیرک از حسد بودش نژاد
تا به باطل گوش و بینی باد داد
بر امید آنکِ از نیش حسد
زهر او در جان مسکینان رسد
هر کسی کو از حسد بینی کند
خویش را بیگوش و بی بینی کند
بینی آن باشد که او بویی بَرد
بوی او را جانب کویی بَرد
هر که بویش نیست بی بینی بود
بوی آن بویست کان دینی بود
پس از شعر
تحلیل هوش مصنوعی
هوش مصنوعی: این شعر به حسد وزیر میپردازد که به دلیل حسادت، دیگران را آزار میدهد و از تلاش برای نابودی دیگران لذت میبرد. او به خاطر نفرت خود، سعی دارد به مسکینان آسیب برساند و از قدرتش سوءاستفاده میکند. شاعر بیان میکند که انسان حسود، مانند کسی است که بدون گوش و بینی شده و از بویی که در اطرافش هست بیخبر است. در نهایت به اهمیت شکرگزاری و خدمت به شاکران اشاره میشود و هشدار داده میشود که حسادت و مکر نمیتواند خیر و خوشی به همراه داشته باشد.
این بخش بهصورت خودکار تولید شده است و ممکن است در برداشت یا تفسیر شعر خطا داشته باشد.
