

مثنوی معنوی
بخش ۶۰ - زیافت تأویل رکیک مگس
مولانا » مثنوی معنوی » دفتر اول » بخش ۶۰ - زیافت تأویل رکیک مگس
آن مگس بر برگ کاه و بول خَر
همچو کشتیبان همی افراشت سَر
گفت من دریا و کشتی خواندهام
مدّتی در فکر آن میماندهام
اینک این دریا و این کشتی و من
مرد کشتیبان و اهل و رایزن
بر سر دریا همی راند او عمد
مینمودش آن قدر بیرون ز حد
بود بیحدّ آن چَمین نسبت بدو
آن نظر که بیند آن را راستْ کو
پس از شعر
تحلیل هوش مصنوعی
در این شعر، مگسی بر روی برگ کاه و ادرار خر نشسته و خود را مانند یک کشتیبان بزرگ میداند. او ادعا میکند که دریا و کشتی را میشناسد و تجربه زیاد دارد، با اعتماد به نفس سعی در هدایت کشتی خیالی خود می کرد و نگاه محدود او به دنیا به اندازه فهم او از دنیا است. و اگر خیالات به مگس اجازه میداد او خود را همای سعادت توجیه میکرد.
این بخش بهصورت خودکار تولید شده است و ممکن است در برداشت یا تفسیر شعر خطا داشته باشد.
