

مثنوی معنوی
بخش ۶۱ - تولیدن شیر از دیر آمدن خرگوش
مولانا » مثنوی معنوی » دفتر اول » بخش ۶۱ - تولیدن شیر از دیر آمدن خرگوش
همچو آن خرگوش کو بر شیر زد
روح او کی بود اندر خوردِ قَد
شیر میگفت از سر تیزی و خشم
کز ره گوشم عدو بر بست چشم
مکرهای جَبریانم بسته کرد
تیغ چوبینشان تنم را خسته کرد
زین سپس من نشنوم آن دمدمه
بانگ دیوانست و غولان آن همه
بر دران ای دل تو ایشان را مهایست
پوستشان برکَن کِشان جز پوست نیست
پوست چه بود گفتههای رنگ رنگ
چون زره بر آبْ کِش نبود درنگ
