

مثنوی معنوی
بخش ۷۴ - جمع شدن نخچیران گرد خرگوش و ثنا گفتن او را
مولانا » مثنوی معنوی » دفتر اول » بخش ۷۴ - جمع شدن نخچیران گرد خرگوش و ثنا گفتن او را
جمع گشتند آن زمان جمله وحوش
شاد و خندان از طرب در ذوق و جوش
حلقه کردند او چو شمعی در میان
سجده آوردند و گفتندش که هان
تو فرشتهٔ آسمانی یا پری
نی تو عزرائیل شیرانِ نری
هرچه هستی جان ما قربان تُست
دست بُردی دست و بازویت درست
راند حق این آب را در جوی تو
آفرین بر دست و بَر بازوی تو
پس از شعر
تحلیل هوش مصنوعی
هوش مصنوعی: در این شعر، گروهی از جانوران گرد خرگوش جمع میشوند و او را ستایش میکنند. آنها با شادمانی و شوق، خرگوش را به عنوان موجودی فرشتهگون و قدرتمند میستایند و از او میخواهند قصهها و درمانهای خود را بازگو کند. خرگوش در پاسخ تاکید میکند که این قوت و نور از جانب خداوند به او داده شده است و او تنها وسیلهای برای انتقال آن قدرت و روشنایی است. در نهایت، او به حقیقت تفضل و تغییرات الهی اشاره میکند و پیامدهای ظن و دیدگاه انسانها را به چالش میکشد.
این بخش بهصورت خودکار تولید شده است و ممکن است در برداشت یا تفسیر شعر خطا داشته باشد.
