

مثنوی معنوی
بخش ۴۷ - تتمهٔ اعتماد آن مغرور بر تملق خرس
مولانا » مثنوی معنوی » دفتر دوم » بخش ۴۷ - تتمهٔ اعتماد آن مغرور بر تملق خرس
شخص خفت و خرس میراندش مگس
وز ستیز آمد مگس زو باز پس
چند بارش راند از روی جوان
آن مگس زو باز میآمد دوان
خشمگین شد با مگس خرس و برفت
بر گرفت از کوه سنگی سخت زفت
سنگ آورد و مگس را دید باز
بر رخ خفته گرفته جای و ساز
بر گرفت آن آسیا سنگ و بزد
بر مگس تا آن مگس وا پس خزد
پس از شعر
تحلیل هوش مصنوعی
هوش مصنوعی: در این شعر، داستانی از یک خرس و مگس روایت میشود که نشاندهندهٔ نادرستی تکیه بر تملق و وعدههای بیاساس است. خرس که از مگس میخواد تا با تملق او را به خود جلب کند، وقتی با مگس درگیر میشود و نمیتواند او را براند، به عوض با سنگ به او حمله میکند. شعر به این نکته اشاره میکند که اعتماد به افرادی که دروغ میگویند و سوگندهایشان بیاساس است، میتواند به مصائبی منجر شود. در نهایت، مولانا با نشان دادن ضعف پیمانها و قدرت نفس انسان، به ضرورت احتیاط در وفاداری به وعدهها و سوگندها تأکید میکند.
این بخش بهصورت خودکار تولید شده است و ممکن است در برداشت یا تفسیر شعر خطا داشته باشد.
