

مثنوی معنوی
بخش ۵۵ - عذر گفتن دلقک با سید اجل کی چرا فاحشه را نکاح کرد
مولانا » مثنوی معنوی » دفتر دوم » بخش ۵۵ - عذر گفتن دلقک با سید اجل کی چرا فاحشه را نکاح کرد
گفت با دلقک شبی سید اجل
قحبهای را خواستی تو از عجل
با من این را باز میبایست گفت
تا یکی مستور کردیمیت جفت
گفت نه مستور صالح خواستم
قحبه گشتند و ز غم تن کاستم
خواستم این قحبه را بی معرفت
تا ببینم چون شود این عاقبت
عقل را من آزمودم هم بسی
زین سپس جویم جنون را مغرسی
پس از شعر
تحلیل هوش مصنوعی
هوش مصنوعی: در این شعر، دلقک در گفتوگویی با سید اجل، به او میگوید که چرا زن فاحشهای را برای نکاح برگزیده است. سید اجل توضیح میدهد که به خاطر آزمودن عقل و جنون، چنین کاری کرده و قصدش فقط امتحان شرایط بوده است. او در پی آن است که نتیجه این انتخاب را مشاهده کند و از آن میآموزد. این گفتوگو به نوعی نمایانگر تضاد بین عقل و جنون و تفکر در مورد عواقب انتخابهاست.
این بخش بهصورت خودکار تولید شده است و ممکن است در برداشت یا تفسیر شعر خطا داشته باشد.
