

مثنوی معنوی
بخش ۱۴۹ - مشک آن غلام ازغیب پر آب کردن بمعجزه و آن غلام سیاه را سپیدرو کردن باذن الله تعالی
مولانا » مثنوی معنوی » دفتر سوم » بخش ۱۴۹ - مشک آن غلام ازغیب پر آب کردن بمعجزه و آن غلام سیاه را سپیدرو کردن باذن الله تعالی
ای غلام اکنون تو پر بین مشک خود
تا نگویی درشکایت نیک و بد
آن سیه حیران شد از برهان او
میدمید از لامکان ایمان او
چشمهای دید از هوا ریزان شده
مشک او روپوش فیض آن شده
زان نظر روپوشها هم بر درید
تا معین چشمهٔ غیبی بدید
چشمها پر آب کرد آن دم غلام
شد فراموشش ز خواجه وز مقام
پس از شعر
تحلیل هوش مصنوعی
هوش مصنوعی: در این شعر، غلامی سیاهپوست با معجزهای در حضور خواجه، تغییر رنگ داده و به سپیدی میگراید. این تغییر به واسطهی دعای مصطفی بوده و غلام در زیبایی و دلربایی خود همانند یوسف میشود. در ابتدا، غلام بیخود و حیران از این تحول، از یاد خواجه و مقامش غافل میشود. با هدایت مصطفی، به خود میآید و بهسوی خواجه بازمیگردد، در حالی که دو مشک پر از آب در دست دارد. فضای شعر به حیرت و شگفتی از قدرت الهی و دگرگونی نفسی حکایت میکند.
این بخش بهصورت خودکار تولید شده است و ممکن است در برداشت یا تفسیر شعر خطا داشته باشد.
