

مثنوی معنوی
بخش ۳۰ - جمع آمدن عمران به مادر موسی و حامله شدن مادر موسی علیهالسلام
مولانا » مثنوی معنوی » دفتر سوم » بخش ۳۰ - جمع آمدن عمران به مادر موسی و حامله شدن مادر موسی علیهالسلام
شب برفت و او بر آن درگاه خفت
نیمشب آمد پی دیدنش جفت
زن برو افتاد و بوسید آن لبش
بر جهانیدش ز خواب اندر شبش
گشت بیدار او و زن را دید خوش
بوسه باران کرده از لب بر لبش
گفت عمران این زمان چون آمدی
گفت از شوق و قضای ایزدی
در کشیدش در کنار از مهر مرد
بر نیامد با خود آن دم در نبرد
پس از شعر
تحلیل هوش مصنوعی
هوش مصنوعی: عمران به خانه میآید و شب را با همسرش میگذرانند. در نیمهشب، همسرش او را میبیند و با شوق او را میبوسد. عمران از شوق و اراده الهی خود میگوید و در کنار همسرش احساس نزدیکی میکند. او به همسرش میگوید که اینگونه بودن در این لحظه کاری خردمندانه نیست و به آیندهای که در انتظار فرزندشان خواهد بود، اشاره میکند. این گفتگو نشاندهندهٔ ترس فرعون از قدرتی است که در آینده خواهد آمد، یعنی موسی.
این بخش بهصورت خودکار تولید شده است و ممکن است در برداشت یا تفسیر شعر خطا داشته باشد.
