

مثنوی معنوی
بخش ۳۱ - وصیت کردن عمران جفت خود را بعد از مجامعت کی مرا ندیده باشی
مولانا » مثنوی معنوی » دفتر سوم » بخش ۳۱ - وصیت کردن عمران جفت خود را بعد از مجامعت کی مرا ندیده باشی
وا مگردان هیچ ازینها دم مزن
تا نیاید بر من و تو صد حزن
عاقبت پیدا شود آثار این
چون علامتها رسید ای نازنین
در زمان از سوی میدان نعرهها
میرسید از خلق و پر میشد هوا
شاه از آن هیبت برون جست آن زمان
پابرهنه کین چه غلغلهاست هان
از سوی میدان چه بانگست و غریو
کز نهیبش میرمد جنی و دیو
پس از شعر
تحلیل هوش مصنوعی
هوش مصنوعی: عمران به همسرش وصیت میکند که بعد از نزدیکی به او، حرکتی نکند و از صبحتن با دیگران پرهیز کند تا حس حزن بر آنها سایه نیفکند. او پیشبینی میکند که علائم آینده نمایان خواهد شد، در حالی که صحنهی نبرد با سر و صدای زیادی همراه است. در این میان، شاه از هیبت میدان بیرون میآید و صدای نعرهها برجسته میشود. عمران پیام شادی قوم اسرائیلیان را از طرف شاه منتقل میکند، اما خود او را اندیشهها و وهمهای نگرانکننده در بر گرفته است.
این بخش بهصورت خودکار تولید شده است و ممکن است در برداشت یا تفسیر شعر خطا داشته باشد.
