

مثنوی معنوی
بخش ۳۲ - ترسیدن فرعون از آن بانگ
مولانا » مثنوی معنوی » دفتر سوم » بخش ۳۲ - ترسیدن فرعون از آن بانگ
این صدا جان مرا تغییر کرد
از غم و اندوه تلخم پیر کرد
پیش میآمد سپس میرفت شه
جمله شب او همچو حامل وقت زه
هر زمان میگفت ای عمران مرا
سخت از جا برده است این نعرهها
زهره نه عمران مسکین را که تا
باز گوید اختلاط جفت را
که زن عمران به عمران در خزید
تا که شد استارهٔ موسی پدید
پس از شعر
تحلیل هوش مصنوعی
هوش مصنوعی: فرعون از صدای وحشتزای نعرهای به شدت ترسیده و این صدا حالش را دگرگون کرده است. او در شبهایی نگران و مضطرب به یاد عمران و همسرش میافتد و از ترس اینکه فرزندش موسی که در راه است، او را رنج میدهد، مضطرب است. در این بین، همسر عمران، در حال انتظار تولد موسی است و بر این باور است که این فرزند، ستارهای برجسته خواهد بود. شاعر به تأثیر آمدن پیامبران بر زندگی انسانها و ظهور نور و امید در دوران تاریکیها اشاره میکند.
این بخش بهصورت خودکار تولید شده است و ممکن است در برداشت یا تفسیر شعر خطا داشته باشد.
