

مثنوی معنوی
بخش ۶۲ - رنجور شدن اوستاد به وهم
مولانا » مثنوی معنوی » دفتر سوم » بخش ۶۲ - رنجور شدن اوستاد به وهم
گشت اُستا سست از وهم و ز بیم
بر جهید و میکشانید او گلیم
خشمگین با زن که مهر اوست سست
من بدین حالم نپرسید و نجست
خود مرا آگه نکرد از رنگ من
قصد دارد تا رهد از ننگ من
او به حسن و جلوهٔ خود مست گشت
بیخبر کز بام افتادم چو طشت
آمد و در را بهتندی وا گشاد
کودکان اندر پی آن اوستاد
پس از شعر
تحلیل هوش مصنوعی
هوش مصنوعی: استاد از ترس و وهم دچار خستگی میشود و با عصبانیت به همسرش میگوید که به حالش توجهی ندارد. همسرش سعی دارد او را آرام کند و به او میگوید که نگرانیاش بیمورد است و به او توصیه میکند تا آینهای بیاورد تا واقعیت را ببیند. اما استاد از این پیشنهاد ناراضی است و بر بیتوجهی به حال خود و ناسازگاری همسرش تأکید میکند. در نهایت، استاد به همسرش میگوید که تا زمانی که در غم و خشم است، نمیتواند به او نزدیک شود.
این بخش بهصورت خودکار تولید شده است و ممکن است در برداشت یا تفسیر شعر خطا داشته باشد.
