

مثنوی معنوی
بخش ۶۳ - در جامهٔ خواب افتادن استاد و نالیدن او از وهم رنجوری
مولانا » مثنوی معنوی » دفتر سوم » بخش ۶۳ - در جامهٔ خواب افتادن استاد و نالیدن او از وهم رنجوری
جامه خواب آورد و گسترد آن عجوز
گفت امکان نه و باطن پر ز سوز
گر بگویم متهم دارد مرا
ور نگویم جد شود این ماجرا
فال بد رنجور گرداند همی
آدمی را که نبودستش غمی
قول پیغامبر قبوله یفرض
ان تمارضتم لدینا تمرضوا
گر بگویم او خیالی بر زند
فعل دارد زن که خلوت میکند
پس از شعر
تحلیل هوش مصنوعی
هوش مصنوعی: در این شعر، موضوع خواب و وهم به تصویر کشیده میشود. استاد در جامه خواب میافتد و از رنجوری ناشی از خیالات و وهمهایش نالیده و به نوعی به اختلال ذهنی و عذاب وجدان اشاره میکند. او میگوید که از درون خود متهم است و این خیالاتش او را ناراحت میکند. این در حالی است که کودکان در اطرافش به درس خواندن مشغولند، اما او به خاطر رفتارهای نادرستش احساس زندانی بودن میکند و بر این نکته تأکید دارد که بدبختیهایش ناشی از کردارهای خود او است.
این بخش بهصورت خودکار تولید شده است و ممکن است در برداشت یا تفسیر شعر خطا داشته باشد.
