

مثنوی معنوی
بخش ۱۳ - بیان آنک نور که غذای جانست غذای جسم اولیا میشود تا او هم یار میشود روح را کی اسلم شیطانی علی یدی
مولانا » مثنوی معنوی » دفتر پنجم » بخش ۱۳ - بیان آنک نور که غذای جانست غذای جسم اولیا میشود تا او هم یار میشود روح را کی اسلم شیطانی علی یدی
گرچه آن مطعوم جانست و نظر
جسم را هم زان نصیبست ای پسر
گر نگشتی دیو جسم آن را اکول
اسلم الشیطان نفرمودی رسول
دیو زان لوتی که مرده حی شود
تا نیاشامد مسلمان کی شود
دیو بر دنیاست عاشق کور و کر
عشق را عشقی دگر برد مگر
از نهانخانهٔ یقین چون میچشد
اندکاندک رخت عشق آنجا کشد
پس از شعر
تحلیل هوش مصنوعی
هوش مصنوعی: شعر دربارهٔ نور و اهمیت آن بهعنوان غذای جان و روح است. مولانا بیان میکند که اولیا نیز از این نور بهرهمند میشوند و روح را به یاری میطلبند. او به دیو جسم اشاره میکند و تأکید میکند که بدون عشق حقیقی، روح نمیتواند احیا شود. در ادامه، به لزوم تغییر در غذا و وضعیت روحی، برای رسیدن به حقیقت و عشق واقعی پرداخته میشود. در نهایت، پرهیز از خوراکهای مادی و گرایش به نور و الهیات به همراه تصویر ملکها و شایستگان تلقی میشود.
این بخش بهصورت خودکار تولید شده است و ممکن است در برداشت یا تفسیر شعر خطا داشته باشد.
