

مثنوی معنوی
بخش ۱۵ - مناجات
مولانا » مثنوی معنوی » دفتر پنجم » بخش ۱۵ - مناجات
ای خدای بینظیر ایثار کن
گوش را چون حلقه دادی زین سخن
گوش ما گیر و بدان مجلس کشان
کز رحیقت میخورند آن سرخوشان
چون به ما بویی رسانیدی ازین
سر مبند آن مشک را ای رب دین
از تو نوشند ار ذکورند ار اناث
بیدریغی در عطا یا مستغاث
ای دعا ناگفته از تو مستجاب
داده دل را هر دمی صد فتح باب
پس از شعر
تحلیل هوش مصنوعی
هوش مصنوعی: شاعر در این مناجات به درگاه خداوند سخن میگوید و از او درخواست ایثار و توجه دارد. او میخواهد که خداوند او و دیگران را در مجالس نورانی خود پذیرا باشد و نعمتهایی را که به بندگانش عطا میکند، بیدریغ ارزانی دارد. شاعر به قدرت کلام و اثرگذاری آن اشاره کرده و از خداوند میخواهد که کلمات و افکارش را در لوح دل بنویسد. او در نهایت بر این باور است که عشق و روح حقیقت فراتر از موجودات دنیوی است و عقل و تفکر را به واسطه عشق الهی قابل درک میداند.
این بخش بهصورت خودکار تولید شده است و ممکن است در برداشت یا تفسیر شعر خطا داشته باشد.
