

مثنوی معنوی
بخش ۱۸ - تفسیر یا حسرة علی العباد
مولانا » مثنوی معنوی » دفتر پنجم » بخش ۱۸ - تفسیر یا حسرة علی العباد
او همی گوید که از اشکال تو
غره گشتم دیر دیدم حال تو
شمع مرده باده رفته دلربا
غوطه خورد از ننگ کژبینی ما
ظلت الارباح خسرا مغرما
نشتکی شکوی الی الله العمی
حبذا ارواح اخوان ثقات
مسلمات مؤمنات قانتات
هر کسی رویی به سویی بردهاند
وان عزیزان رو به بیسو کردهاند
پس از شعر
تحلیل هوش مصنوعی
هوش مصنوعی: شاعر در این شعر به بیان افسوس و حسرت خود بر رویههای نادرست و کژبینانه انسانها میپردازد. او به تشبیههای مختلفی مانند شمع مرده و کبوترهای مختلف اشاره میکند تا نشان دهد که هر موجودی به سوی خاصی میرود، اما برخی به دور از حقیقت حرکت میکنند. همچنین، او از وضعیت ناامیدکنندهای که ناشی از غفلت و دوری از راه راست است، گله میکند و به این نکته اشاره دارد که این وضعیت نتیجهی بیخبری و عدم درک عمق مسائل است. در نهایت، شاعری غمگین و ناامید از دوری انسانها از حقیقت را تصویر میکند.
این بخش بهصورت خودکار تولید شده است و ممکن است در برداشت یا تفسیر شعر خطا داشته باشد.
