

مثنوی معنوی
بخش ۸۱ - حکایت اشتر و گاو و قج که در راه بند گیاه یافتند هر یکی میگفت من خورم
مولانا » مثنوی معنوی » دفتر ششم » بخش ۸۱ - حکایت اشتر و گاو و قج که در راه بند گیاه یافتند هر یکی میگفت من خورم
اشتر و گاو و قجی در پیش راه
یافتند اندر روش بندی گیاه
گفت قج بخش ار کنیم این را یقین
هیچ کس از ما نگردد سیر ازین
لیک عمر هرکه باشد بیشتر
این علف اوراست اولی گو بخور
که اکابر را مقدم داشتن
آمدست از مصطفی اندر سنن
گرچه پیران را درین دور لئام
در دو موضع پیش میدارند عام
پس از شعر
تحلیل هوش مصنوعی
هوش مصنوعی: در این حکایت، اشتر، گاو و قج به گیاه خوشمزهای میرسند و هر یک میخواهد سهم بیشتری از آن گیاه بخورد. قج پیشنهاد میدهد که هر کس عمر بیشتری دارد، باید اول از گیاه بخورد تا به دیگران نیز برسد. این داستان به اهمیت احترام به بزرگترها و پیروی از سنتها اشاره دارد و بیان میکند که در برخی موارد، افراد بزرگتر باید مورد توجه بیشتری قرار گیرند. در نهایت، حکایت به این نکته میپردازد که خیر و شر انسانها باید به وضوح شناخته شود و این شناخت میتواند از رفتارها و عملهای آنها ناشی شود.
این بخش بهصورت خودکار تولید شده است و ممکن است در برداشت یا تفسیر شعر خطا داشته باشد.
