

رباعیات
رباعی شمارهٔ ۱۱۷۱
مولانا » دیوان شمس » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۱۱۷۱
باغی که من از بهار او بشکفتم
بشکفت و نمود هرچه من میگفتم
با ساغر اقبال چو کرد او جفتم
سرمست شدم سر بنهادم خفتم
پس از شعر
تحلیل هوش مصنوعی
هوش مصنوعی: شاعر از بهار باغی سخن میگوید که در آن، زیباییها و خواستههای او به حقیقت پیوسته است. با نوشیدن ساغر خوشبختی، او به حالت مستی و آرامش میرسد و در این سرمستی، سر بر زمین میگذارد و به خواب میرود. حال و هوای شعر، بیانگر لذت و شگفتی از زندگی و تجربههای روحانی است.
این بخش بهصورت خودکار تولید شده است و ممکن است در برداشت یا تفسیر شعر خطا داشته باشد.
