

رباعیات
رباعی شمارهٔ ۱۱۷۹
مولانا » دیوان شمس » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۱۱۷۹
بر میکده وقف است دلم سرمستم
جان نیز سبیل جام میکردستم
چون جان و دلم همی نمیپیوستند
آن هر دو بوی دادم از غم رستم
پس از شعر
تحلیل هوش مصنوعی
هوش مصنوعی: شاعر در این رباعی از شور و شوق زندگی و لذتهای زنده بودن سخن میگوید. دل او به میکده وابسته و سرمست از مینوشی است، اما در عین حال احساس میکند که جان و دلش کاملاً با هم یکی نمیشوند. او از این وضعیت ناراضی است و به خاطر غم و اندوهی که در وجودش حس میکند، به یاد رستم، قهرمان حماسی، فرو میرود. این تضاد میان شادی و غم در زندگی او نمایان است.
این بخش بهصورت خودکار تولید شده است و ممکن است در برداشت یا تفسیر شعر خطا داشته باشد.
