

رباعیات
رباعی شمارهٔ ۱۱۸۷
مولانا » دیوان شمس » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۱۱۸۷
بیگاه شد وز بیگهی من شادم
امشب قنق است یار فرخزادم
روز و شب دیگر است در عشق مرا
من زین شب و زین روز برون افتادم
پس از شعر
تحلیل هوش مصنوعی
هوش مصنوعی: شاعر در این رباعی از حال خوش خود در شب صحبت میکند و به نوعی از آزادی و خوشحالی در عشق سخن میگوید. او به تفاوت روز و شب در احساساتش اشاره میکند و میگوید که در این شب خاص از همه چیز رهایی یافته است و به شادیای خاص دست یافته است. زیبایی شب و شادی ناشی از عشق او را به عمیقترین حس آزادی رهنمون کرده است.
این بخش بهصورت خودکار تولید شده است و ممکن است در برداشت یا تفسیر شعر خطا داشته باشد.
