

رباعیات
رباعی شمارهٔ ۱۲۲۹
مولانا » دیوان شمس » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۱۲۲۹
دلدار چو دید خسته و غمگینم
آمد خندان نشست بر بالینم
خارید سرم گفت که ای مسکینم
دل میندهد ره که چنینت بینم
پس از شعر
تحلیل هوش مصنوعی
هوش مصنوعی: در این رباعی، شاعر از حال و هوای خود سخن میگوید که خسته و غمگین است. ناگهان دلدارش را میبیند که با لبخند بر بالین او نشسته و به او دلگرمی میدهد. دلدار با محبت و توجه، غم او را درک کرده و بر سرش مینهد که به او تسلی بخشد. شاعر در مییابد که با وجود این محبت، دلش هنوز نتوانسته از غم آزاد شود.
این بخش بهصورت خودکار تولید شده است و ممکن است در برداشت یا تفسیر شعر خطا داشته باشد.
