

رباعیات
رباعی شمارهٔ ۱۴۰۲
مولانا » دیوان شمس » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۱۴۰۲
ای داد که هست جمله بیدار از من
ای من که هزار آه و فریاد از من
چو ذلک ما قدمت ایدیکم گفت
ناشاد شبی که اصل غم زاد از من
پس از شعر
تحلیل هوش مصنوعی
هوش مصنوعی: شاعر در این رباعی از حس درونی خود و ناراحتیاش سخن میگوید. او از وجود غم و فریادهایش در دلش ناله میکند و به نوعی به غمهای عمیق و ناپیدایش اشاره دارد. به نظر میرسد او در جستجوی آرامش و رهایی از این درد است و شب ناامیدی را با یادآوری این غمها میگذراند.
این بخش بهصورت خودکار تولید شده است و ممکن است در برداشت یا تفسیر شعر خطا داشته باشد.
