

رباعیات
رباعی شمارهٔ ۱۴۴۳
مولانا » دیوان شمس » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۱۴۴۳
پیموده شدم ز راه تو پیمودن
فرسوده شدم ز عشق تو فرسودن
نی روز بخوردن و نه شب بغنودن
ای دوستی تو دشمن خود بودن
پس از شعر
تحلیل هوش مصنوعی
هوش مصنوعی: شاعر در این رباعی از تجربهٔ روحی خود در عشق صحبت میکند. او احساس میکند که بهواسطهٔ عشق دوستش خسته و فرسوده شده، به گونهای که دیگر نه در روز میتواند آرامش پیدا کند و نه در شب آسودگی داشته باشد. این وضعیت به تضاد دوستی و دشمنی اشاره میکند و این سؤال را مطرح میکند که چگونه دوستی میتواند به شکل درد و رنج درآید.
این بخش بهصورت خودکار تولید شده است و ممکن است در برداشت یا تفسیر شعر خطا داشته باشد.
