

رباعیات
رباعی شمارهٔ ۱۴۵۸
مولانا » دیوان شمس » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۱۴۵۸
چون زرد و نزار دید او رو یک من
خونابه روان ز چشم چون جو یک من
خندید و به خنده گفت دلجو یک من
ای ظالم مظلومک بدخو یک من
پس از شعر
تحلیل هوش مصنوعی
هوش مصنوعی: شاعر به توصیف حال و روز فردی زرد و نزار میپردازد که دردمند و رنجور است. او از چشمانش خونابهای میریزد و در این وضعیت دلسوزی میکند. در عین حال، با لبخندی بر لب به او میگوید که ظالمی به کسی که مظلوم است بد کرده است. این شعر به تضاد میان رنج و خنده اشاره دارد و بر ظلم و ستمی که بر مظلوم میرود، تأکید میکند.
این بخش بهصورت خودکار تولید شده است و ممکن است در برداشت یا تفسیر شعر خطا داشته باشد.
