

رباعیات
رباعی شمارهٔ ۱۶۱۸
مولانا » دیوان شمس » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۱۶۱۸
تا روی تورا بدیدم ای بت ناآگاه
سرگشته شدم ز عشق گم کردم راه
روزی شنوی کز غم عشقت ای ماه
گویند بشد فلان که انالله
پس از شعر
تحلیل هوش مصنوعی
هوش مصنوعی: شاعر با دیدن معشوقش، دچار عشق و شیدایی میشود و به همین خاطر در مسیر زندگی خود دچار سردرگمی میگردد. او اشاره میکند که روزی معشوق از حال او باخبر خواهد شد و گویند که کسی به خاطر عشق او جان سپرده است. این شعر حال و هوای عاشقانه و شگفتانگیز ناشی از عشق را به تصویر میکشد.
این بخش بهصورت خودکار تولید شده است و ممکن است در برداشت یا تفسیر شعر خطا داشته باشد.
