

رباعیات
رباعی شمارهٔ ۱۸۸۵
مولانا » دیوان شمس » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۱۸۸۵
رفتم به طبیب گفتم ای بینائی
افتادهٔ عشق را چه میفرمایی
ترک صفت و محو وجودم فرمود
یعنی که ز هر چه هست بیرون آئی
پس از شعر
تحلیل هوش مصنوعی
هوش مصنوعی: شاعر به طبیب عشق مراجعه میکند و از او میپرسد که برای درمان حال خرابش چه راهی پیشنهاد میدهد. طبیب به او میگوید که باید از تمامی صفات و وجود خود فاصله بگیرد و خود را از هر آنچه که هست خالی کند. این گفتار نشاندهنده راهی برای رهایی از تعلقات و جستجوی عشق حقیقی است.
این بخش بهصورت خودکار تولید شده است و ممکن است در برداشت یا تفسیر شعر خطا داشته باشد.
