

رباعیات
رباعی شمارهٔ ۱۸۹۷
مولانا » دیوان شمس » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۱۸۹۷
شب رفت و دلت نگشت سیر، ای ایچی
دست تو اگر نگیرد آن مه هیچی
خفتند حریفان همه چارهات اینست
کاندر می لعل و در سر خود پیچی
پس از شعر
تحلیل هوش مصنوعی
هوش مصنوعی: شاعر به شخصی اشاره میکند که در شب هنوز آرامش و سیرابی را نیافته است. او در این حال، به یاد میآورد که اگر آن معشوق یا محبوب دستش را نگیرد، زندگیاش بیمعنا خواهد بود. در نهایت، او به حریفان اشاره میکند که همه خوابند و برای رفع دلتنگی و مشکلات خود باید به می لعل روی آورد و به عمق وجود خود بپردازد.
این بخش بهصورت خودکار تولید شده است و ممکن است در برداشت یا تفسیر شعر خطا داشته باشد.
