

رباعیات
رباعی شمارهٔ ۲۴۵
مولانا » دیوان شمس » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۲۴۵
پرورد به ناز و نعمت آن دوست مرا
بردوخت مرقع از رگ و پوست مرا
تن خرقه و اندر آن دل من صوفی
عالم همه خانقاه و شیخ اوست مرا
پس از شعر
تحلیل هوش مصنوعی
هوش مصنوعی: شاعر از پیوند و محبت عمیق با دوست خالقش صحبت میکند و میگوید که وجود او مانند دینی است که به زیبایی در بافت زندگیاش تنیده شده است. او با اشاره به اینکه وجودش تنها معطوف به عشق و معرفت الهی است، نشان میدهد که همه عالم برای او مانند خانقاهی است که در آن به دنبال حقیقت و شناخت میباشد. این عشق و جذب درونی است که روح او را به صوفیگری رهنمون میشود.
این بخش بهصورت خودکار تولید شده است و ممکن است در برداشت یا تفسیر شعر خطا داشته باشد.
