

رباعیات
رباعی شمارهٔ ۳۰۹
مولانا » دیوان شمس » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۳۰۹
در عشق تو هر حیله که کردم هیچست
هر خون جگر که بیتو خوردم هیچست
از درد تو هیچ روی درمانم نیست
درمان که کند مرا که دردم هیچست
پس از شعر
تحلیل هوش مصنوعی
در بیت اول شاعر با شرحِ ناامیدی و درد عمیق خود از عشق آغاز میکند. در تلاش برای جلب محبت معشوق، هر چه کرده بیفایده بوده و تمام درد و رنجی که تحمل کرده، بینتیجه است. در بیت دوم اما ابراز میکند که قصد ندارد به جست و جو برای یافتن درمانِ این درد بپردازد، زیرا گرفتاری در دامِ این عشق دردی نیست که نیازی به درمان داشته باشد. در واقع شاعر دردِ عشق را به درمانِ بی عشق ترجیج میدهد.
این بخش بهصورت خودکار تولید شده است و ممکن است در برداشت یا تفسیر شعر خطا داشته باشد.
