

رباعیات
رباعی شمارهٔ ۳۹۴
مولانا » دیوان شمس » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۳۹۴
گفتی گشتم ملول و سودام گرفت
تا شد دل از این کار و از این جام گرفت
ترسم بروی جامه دران بازآئی
کان گرگ درنده باز تنهام گرفت
پس از شعر
تحلیل هوش مصنوعی
هوش مصنوعی: شاعر در این رباعی از احساس دلزدگی و نارضایتیاش صحبت میکند که در اثر ناکامیها و مشکلات به وجود آمده است. او از ترس رهایی دوباره از این وضعیت ابراز نگرانی میکند، زیرا احساس میکند که همچنان در دام مشکلات و چالشها گرفتار است و همچون یک گرگ درنده، او را تنها گذاشتهاند. در نهایت، شاعر از این وضعیت غمگین و اندوهناک ابراز میکند که در آن به امید بهتر شدن، به حالت بیقراری و افسردگی دچار شده است.
این بخش بهصورت خودکار تولید شده است و ممکن است در برداشت یا تفسیر شعر خطا داشته باشد.
