

رباعیات
رباعی شمارهٔ ۴۱۵
مولانا » دیوان شمس » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۴۱۵
معشوق شرابخوار و بیسامانست
خونخواره و شوخ و شنگ و نافرمانست
کفر سر جعد آن صنم ایمانست
دیریست که درد عشق بیدرمانست
پس از شعر
تحلیل هوش مصنوعی
هوش مصنوعی: در این شعر، شاعر از معشوقی سخن میگوید که به شدت بینظم و خرابکار است. او توصیف میشود که شراب مینوشد و سرشار از شور و شوق است، اما به همین دلیل خونخوار و نافرمان به نظر میرسد. عشق به این معشوق، به گونهای است که شاعر آن را بیدرمان و پیچیده توصیف میکند و در عین حال، کفر در زیباییهای او را نوعی ایمان به حساب میآورد. این تضادها و دردهای عاشقانه، حکایت از عمیقتر شدن احوال عشق و شوق او دارد.
این بخش بهصورت خودکار تولید شده است و ممکن است در برداشت یا تفسیر شعر خطا داشته باشد.
