

رباعیات
رباعی شمارهٔ ۴۹۷
مولانا » دیوان شمس » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۴۹۷
آن لحظه که آن سرو روانم برسید
تن زد تنم از شرم چو جانم برسید
او چونکه چنان بود چنانم برسید
من چونکه چنین نیم بدانم برسید
پس از شعر
تحلیل هوش مصنوعی
هوش مصنوعی: شاعر در این رباعی از لحظهای سخن میگوید که محبوبش به او نزدیک میشود. او از شرم و شگفتی خود میگوید که در برابر زیبایی و حضور محبوب، تنش به لرزه میافتد. این نزدیکی و ارتباط میان آن دو به نوعی از شناخت و آگاهی متقابل اشاره دارد که شاعر را به حیرت میآورد. در واقع، احساسات عمیق و عشق او به محبوب به روشنی در این لحظه نمایان میشود.
این بخش بهصورت خودکار تولید شده است و ممکن است در برداشت یا تفسیر شعر خطا داشته باشد.
