

رباعیات
رباعی شمارهٔ ۵۸۸
مولانا » دیوان شمس » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۵۸۸
بویت آمد، گریز را روی نماند
پرهیز و گریز جز بدانسوی نماند
از بوی تو رنگ و بوی ما میدزدند
تا کار چنان شد که ز ما بوی نماند
پس از شعر
تحلیل هوش مصنوعی
هوش مصنوعی: شاعر در این رباعی به تأثیر حضور محبوب بر وجود خود میپردازد و بیان میکند که بوی محبوب به قدری قوی است که رنگ و بوی او را از وجود دیگران میگیرد. احساس راه گریز از این جذبه و دلبستگی را ندارد و به نوعی ناچار از دلسپردن به این بوی بینظیر است. در نهایت، تمام تلاشها برای دوری از این محبت بینتیجه است و در نهایت تنها چیزی که باقی میماند، فقدان بوی خود آنهاست.
این بخش بهصورت خودکار تولید شده است و ممکن است در برداشت یا تفسیر شعر خطا داشته باشد.
