

رباعیات
رباعی شمارهٔ ۵۹۵
مولانا » دیوان شمس » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۵۹۵
بیزارم از آن آب که آتش نشود
در زلف مشوشی مشوش نشود
معشوقهٔ ما خوش است بیخوش نشود
آن سر دارد که هیچ سرکش نشود
پس از شعر
تحلیل هوش مصنوعی
هوش مصنوعی: شاعر از آبی سخن میگوید که نمیتواند آتش را خاموش کند و از ناپایداری آن ناراضی است. او به زلف معشوقهاش اشاره میکند که در عین پیچیدگی و آشفتگی، آرام و بیخوشی باقی مانده است. در نهایت، شاعر بر این باور است که حقیقتی وجود دارد که هیچگاه سرکش و بیثبات نمیشود.
این بخش بهصورت خودکار تولید شده است و ممکن است در برداشت یا تفسیر شعر خطا داشته باشد.
