

رباعیات
رباعی شمارهٔ ۶۱۵
مولانا » دیوان شمس » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۶۱۵
تو هیچ نهای و هیچ تو به ز وجود
تو غرق زیانی و زیانت همه سود
گوئیکه مرا نیست به جز خاک بدست
ای بر سر خاک جمله افلاک چه سود
پس از شعر
تحلیل هوش مصنوعی
هوش مصنوعی: شاعر در این رباعی به پوچی و بیمعنایی وجود انسان اشاره میکند و میگوید که در حقیقت انسان هیچ است و تمام زحمتها و زیانهای او در نهایت بیفایده است. او به این نکته میپردازد که آنچه باعث میشود انسان احساس وجود کند، در واقع بیارزش است و از خاک تنها بر نمیخیزد. در پایان، شاعر به این اندیشه میرسد که تمام تلاشها در برابر عظمت آفرینش و عالم، کماهمیت و بیمعناست.
این بخش بهصورت خودکار تولید شده است و ممکن است در برداشت یا تفسیر شعر خطا داشته باشد.
