

رباعیات
رباعی شمارهٔ ۹۰۰
مولانا » دیوان شمس » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۹۰۰
رفتم به سر گور کریم دلدار
میتافت ز گلزار تنش چون گلزار
در خاک ندا کردم خاکا زنهار
آن یار وفادار مرا نیکو دار
پس از شعر
تحلیل هوش مصنوعی
هوش مصنوعی: شاعر به سر گور دوست عزیز و وفادارش میرود و با تأمل در زیبایی جسم او به توصیف روح و دل پاکش میپردازد. او از خاک میخواهد که با احترام و محبت با این یار وفادارش رفتار کند و از خاطرات خوبشان یاد میکند. ابراز عشق و دلتنگی او برای دوستش در این لحظه احساس شده و دعایی برای آرامش او در خاک دارد.
این بخش بهصورت خودکار تولید شده است و ممکن است در برداشت یا تفسیر شعر خطا داشته باشد.
