

رباعیات
رباعی شمارهٔ ۹۵۲
مولانا » دیوان شمس » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۹۵۲
دل آمد و گفت هست سوداش دراز
شب آمد و گفت زلف زیباش دراز
سرو آمد و گفت قد و بالاش دراز
او عمر عزیز ماست گو باش دراز
پس از شعر
تحلیل هوش مصنوعی
هوش مصنوعی: در این رباعی، دل انسان به زیباییهای زندگی اشاره میکند و میگوید که شور و شوق عاشقانهاش هرگز به پایان نمیرسد. شب به زلفهای زیبا و دلفریب عشق اشاره دارد و تأکید میکند که این زیباییها همیشه باقی خواهند ماند. سرو هم با قد بلند و دلربای خود، نمادی از عشق است و در نهایت، شاعر از عمر عزیز و ارزشمند خود یاد میکند که باید در این عشق دراز و پایدار بماند.
این بخش بهصورت خودکار تولید شده است و ممکن است در برداشت یا تفسیر شعر خطا داشته باشد.
