

رباعیات
رباعی شمارهٔ ۹۹
مولانا » دیوان شمس » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۹۹
در چشم آمد خیال آن دُر خوشاب
آن لحظه کزو اشک همیرفت شتاب
پنهان گفتم بهراز در گوش دو چشم
مهمان عزیز است، بیفزای شراب
پس از شعر
تحلیل هوش مصنوعی
هوش مصنوعی: در این رباعی، شاعر به لحظهای زیبا و خاطرهانگیز اشاره میکند که در آن، خیال و زیبایی به چشم میآید. او از اشکهایی که به سرعت میریزد سخن میگوید و در دل این حالت، به چشمانش راز خود را میگوید. در انتها، با دعوت به نوشیدن شراب، حال و هوای شاد و جشن را ترسیم میکند و بر اهمیت آن مهمان عزیز تأکید میکند.
این بخش بهصورت خودکار تولید شده است و ممکن است در برداشت یا تفسیر شعر خطا داشته باشد.
