

دیوان شمس
غزل شمارهٔ ۱۰۰۰
مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۰۰۰
آنچ گل سرخ قبا میکند
دانم من کان ز کجا میکند
بید پیاده که کشیدست صف
آنچ گذشتست قضا میکند
سوسن با تیغ و سمن با سپر
هر یک تکبیر غزا میکند
بلبل مسکین که چهها میکشد
آه از آن گل که چهها میکند
گوید هر یک ز عروسان باغ
کان گل اشارت سوی ما میکند
پس از شعر
تحلیل هوش مصنوعی
هوش مصنوعی: در این غزل، شاعر به توصیف زیبایی گل سرخ و نقش آن در زندگی میپردازد. او از کنش گل و بلبل سخن میگوید و عشق و درد بلبل را نسبت به گل بیان میکند. با اشاره به تغییر فصلها، مولانا به وفاداری بهار در مقابل جفای خزان اشاره دارد و نشان میدهد که عشق و زیبایی همواره پایدار است. در نهایت، او بر این باور است که تمامی این زیباییها و احساسات، بازتاب عشق الهی و عنایات خداوند است.
این بخش بهصورت خودکار تولید شده است و ممکن است در برداشت یا تفسیر شعر خطا داشته باشد.
